تبليغات X
شهید گمنامی که مزارش را به مادرش نشان داد.

بازديد : 328 | تاريخ : 23 آذر 1392 | زمان : 6:22 | نويسنده : امیر حسین مزینانی | نظرات (2)

شهید­گمنامی­که مزارش را به مادرش نشان داد.

(در کهف الشهدای تهران اتفاق افتاد)

------------------------

{خلق نیکو}

مادر­شهیدمجید­ ابوطالبی­بابیان خاطرات ازروابط عاطفی خود وفرزندش اظهارداشت :

وقتی مجید ازبیرون به منزل می آمد ازهمان ابتدا مراصدا می زد تاهمدیگرراملاقات کنیم واگر به منزل می آمد و می دید کهن در منزل نیستم جلوی در حیاط ی ایستاد تا مرا ببیبند .وقتی سر کوچه مرا میدید از خوش حالی بال در می آورد اگرهم وسیله خرید در دست داشتم ان را هم از دستم می گرفت

وی در خصوص تربیت فرزندان گفت:بنده همیشه مراقب لقمه ای که می خوردم بودم،دردوران بارداری هم توجه بیشتری به این مو.ضوع داشتم وسعی می کردم هر لقمه ای رانخورم؛برای اینکه در میهمانی ها کسی از بنده نارحت نشود آن روز را روزه می گرفتم ؛پدر شهید هم خیلی به مسائل حرام و حلال اعتقاد داشت.

ودی ادامه داد:

بعد از اینکه بچه ها کم کم بزرگ می شدند به جای برخی شعر های بی محتوایی که امروزه به بچه ها یاد می دهند در گوش انها سوره های قران را زمزمه می کردم و آن ها رددورا ن کودکی­ایه الکرسی ، سوره های توحید ،حمد و نماز را می آموختند.

مادر هید مجید ابو طالبی بیان داشت:اززمانی که مجید به شهادت رسید تاکنون انتظار آمدنش را کشیدم.وقتی که به خوابم آمد ،در عالم خواب اتاقکی را به من نشان داد وگله مند بود که من در این اتاقک هستم چرا به من سر نمی زنید؟

بعد از دیدن این خواب تنا روزی که مزار پسرم رازیارت کردم فقط توکلم به خدابود و او بود که مرا در این سال های سخت یاری کرد.

وی با اشاره به وضعیت حجاب در جامعه بیان داشت:وقتی می بینم که زنان و دخترانمان حجاب کامل دارند پادرشان سر شان است قدری خوش حال می شوم که گویی که­حضرت زهرا س­­را میبینم.

امابادیدن بی حجابی انگار کسی با چاقو قلب مرا پاره می کند،به خصوص وقتی در گلزار شهدا می بینیم که زنان بی حجاب به راحتی ازکنار این شهداعبور می کنند می گوییم:­{خواهرم ،کجا می خواهی بروی فرداروزی هم شما به زیر خاک می روی و شرمنده این شهدا می شوی}.

(اصرار مادر و اقدام ستاد­ معراج)

ابراهیم رنگین،مسئول ستاد معراج الشهدای مرکزدر گفت و گوبافارس گفت:بااصرار مادر این شهیدD.N.Aایشان را ازمایش کردیم وباهویت یکی از شهدای گمنام ولنجک تهرا ن مشخص شد

­

یک بار دیدم که جیب

­

پیراهن اوبرجسته است،

­

پرسیدم :{مجید چیه در جیب شما}؟

­

12برگه از جیب خود در اورد ؛او باهمان

­

دست خط کودکانه اش اسم 12

­

­

امام را در 12 برگه نوشته بود

​


­

امتياز :


ادامه مطلب | موضوع : ,
برچسب ها :
,
ارسال نظر برای این مطلب
نام شما :
ايميل :
سايت :
متن نظر :
وضعیت نظر:
کد امنیتی : * کد امنیتی

این نظر توسط علی مزینانی در تاریخ 29 دی 1392 و 13:51 دقیقه ارسال شده است



این نظر توسط علی مزینانی در تاریخ 24 آذر 1392 و 5:49 دقیقه ارسال شده است

سلام مجدد
بدون اجازه، شما را در شاهدان کویرمزینان لینک کردیم اگر موافق نیستید تشریف بیاورید واعلام بفرمایید تا حذف کنیم واگر دوست دارید ما را همراه داشته باشید شما نیز در وب پرمحتوا و معنویتان لینک نمایید


صفحات


درباره ی ما

آخرین نظرات
علی مزینانی علی مزینانی
علی مزینانی میگه :
سلام مجدد
بدون اجازه، شما را در شاهدان کویرمزینان لینک کردیم اگر موافق نیستید تشریف بیاورید واعلام بفرمایید تا حذف کنیم واگر دوست دارید ما را همراه داشته باشید شما نیز در وب پرمحتوا و معنویتان لینک نما
علی مزینانی
علی مزینانی میگه :
باسلام
امیرحسین عزیز
شاهدان کویرمزینان پایگاهی است برای تمامی مزینانی لذا موجب امتنان وافتخار است که به ویلاگ خودتان سری بزنید و از خودتان برایمان بگویید
خبرنامه
براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود
امکانات جانبی